محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 191
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
استخوان و گوشت و چيزى از بدن ، بلكه يافت نمىشود در عالم اجسام چيزى كه نفس شايق آن شود وخواهش آن كند ، بلكه صورتى است روحانيه در غير اين عالم ، تمام شد كلام اسفار بر سبيل اختصار « 1 » . ومخفى نماند كه : كلامش ظاهر است در مدح عشق مجازى وفضيلت ورجحان عشق بازى ، وتجويز غايات ومتفرّعات بر آن از خلوت ومعانقه وبوسيدن وملامسه ولواطه و دخول با امردان ، ونظر به آنچه آخُند « 2 » فرمود - از براى اظهار فضيلت وجواز عشق مجازى از حكمت عقليه وجبليّت خلقيّه ، وحسن مبادى ، وغايات - فضيلت وجواز سحق و زنا نيز مىرسد ، زيرا كه آنچه را در باب عشق مردان با امردان گفته بعينه حرفاً حرفاً نسبت به زنان با زنان ، ومردان با مردان ، و زنان ودختران مىتوان گفت بدون كسر ونقصان ، نظر به احتياج هر يك از ايشان به تعليم وتأديب استادان ومعلّمان بعد از استغناء از تعليم پدران ومادران ، وجبليّت عشق مجازى در همهء ايشان ووقوع زنا ومساحقه ميان اكثر مردمان ، بلكه تعاشق ميان زنان ومردان اعرف واشهراست از عشق مردان با امردان ، چنان كه از تتبّع معلوم ، و از حكايات
--> ( 1 ) - اسفار : 7 / 171 - 179 . ( 2 ) - يعنى آخوند ملّا صدرا .